نخستين مصلحت گرا...

يک شير و گرگ و روباه روزی به شکار رفتند و هر کدام حيوانی را شکار

 کردند.شکار شير،يک آهو بودو شکار گرگ يک گوسفندو شکار روباه يک

خرگوش.وقتی هر سه با شکار خود برگشتند،شير به گرگ گفت:خوب حالا

اينها را قسمت کن.گرگ گفت:پر واضح است که قسمت هر کدام از ما

شکار خودش است.مال شما آهو و مال من گوسفند و مال روباه خرگوش

است.شير از اين جواب غضبناک شدو جستن کرد و با يک حمله کله گرگ

 را کندو دور انداخت و سپس رو به روباه کرد و گفت: حالا تو آنها را

 قسمت کن.روباه گفت: قربان معلوم است که آهو برای نهار شماست و

گوسفند برای شامتان و خرگوش هم برای صبحانه.شير که از اين حاضر

جوابی خشنود شده بود گفت:اين عقل و تدبير را از کجا

آموختی؟   ........روباه جواب داد: از کندن کله گرگ!!!

واز اينجا بود که مصلحت گرايی و محافظه کاری آغاز شد04.gif

 

/ 12 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
k2

سلام مليکا حکايت ترس و زبان

مشولی

سلام اينشاالله که هميشه همينطور پرکار و شاداب باشی .هرچند بعضی وقتها خودمم خيلی محافظه کار ميشم ٬ ولی از محافظه کاری متنفرم. به نظر من نقطه مقابل مبارزه کردنه . موفق باشی .

علیرضا

چقدر قشنگ... . .

رضا آموزگار

اوه اوه پس اينجوريا بوده جريان ... من بالاخره اومدم ... امتحانای دانشگاه از بروز کردن و مهمونی رفتن تو وبلاگ دوستان عقب انداخته ...

عينک

مليکا....................... به عنوان يک دوست از شما ممنوننم‌؛ به خاطر احترامی که به خود ميگذاريد .