لرزاه!

خسته و تن داده به تقدیر تلخم،

باژگونه در خلثی سوزان،

ذره ذره جدا می شوم از خویش...

چنان که از تنه ی زندگی،

برگ برگ خزان!

لرزاه!

چه نزدیک است

تا باد هرزه گرد

گرد استخوان مرا

بر مزارع و دریا

بیفشاند....

/ 5 نظر / 32 بازدید
صدف و سنگ

.. .

صدف و سنگ

.. .

حسین

با عرض سلام اگه با تبادل لینک موافقین خبرشو بدین مرسی [گل]

زندگی

آدم های ساده را دوست دارم همانها که بدی هیچکس را باور ندارند همانها که برای همه لبخند دارند همانها که همیشه هستند برای همه هستند آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد عمرشان کوتاه است. بسکه هرکسی که از راه میرسد یا ازشان سواستفاده میکند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان میدهد. آدمهای ساده را دوست دارم بوی ناب "آدم" میدهند ... (دکتر شریعتی) [گل][گل][گل]

زندگی

آدم های ساده را دوست دارم همانها که بدی هیچکس را باور ندارند همانها که برای همه لبخند دارند همانها که همیشه هستند برای همه هستند آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد عمرشان کوتاه است. بسکه هرکسی که از راه میرسد یا ازشان سواستفاده میکند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان میدهد. آدمهای ساده را دوست دارم بوی ناب "آدم" میدهند ... (دکتر شریعتی) [گل][گل][گل]