"تنهایی" به راستی "تنها"ست؟

مدتی پیش کتابی را می خواندم به نام: "مشکلات را شکلات کنیم."  راست هم می گفت، میم آن را برداریم می شود: شکلات.... امروز با خودم می اندیشیدم که تنهایی را هم می توان به گونه ای دیگر نوشت: "تن ها" 

پس می بینید! تنهایی دست کم در نوشتار تنها نیست. "تن ها" است. چند تن است. چند نفر است. این هم حکایتی دیگر است. بستگی به خود ما دارد که چگونه برداشت کنیم؟ .... در تنهایی خدا هست. خودمون هستیم. اینترنت هست. وبلاگ هست. سنتور هست. ورزش هست. قلم هست. کتاب هست. که خود کتاب صدها و هزارها تن است.  پس نتیجه می گیریم:

"تنهایی" می تواند "تن هایی" باشد. 

البته اگر از من می شنوید: "تن ها" را هم رها کنید. خدا بهتره! به "خودآ"!

چرخه ی جالبی شد: تنهایی --> تن ها --> خدا --> خودآ --> خود -->باز تنهایی و....

پس غیر از نوشتار در حقیقت هم تنهایی، تنها نیست!  و... انگار یکی گفت: "تن ها" هم شاید "تنها" باشند!!!

/ 1 نظر / 13 بازدید
..

و مرگ نیز چنین است بیا آنرا برعکس کنیم..گرم! آری گرم