فانوس دریای پارس

نام وبلاگ فانوس بود که برای پاسداری از نام تاریخی خلیج پارس نام آن را فانوس دریای پارس می گذارم

روز عجيبی بود....انگار مرده بودم ...گويی روحم به مرخصی رفته بود...قادر به

انجام هيچ کاری نبودم ... در واقع حوصله انجام هيچ کاری را ندا شتم ... با

اينکه مثل هميشه هزار تا کار رو سرم ريخته بود ولی هيج محرکی نمی يافتم

که مرا وادار به حرکت کند... هميشه ورزش محرک من بوده ولی امروز هيچ

محرکی برای ورزش کردن هم نمی يافتم ... گويا خسته از خواب بيدار شده

بودم ... گويا اين آخرين روز عمر من است... نه، گويا اصلا به دنيا نيامده بودم...

تمام لحظات ناب امروز را که می توانست يک روز زيبا و تحسين بر انگيز را

بسازند، ريلکس و آرام سر می بريدم و در سياه چال نيستی و عدم می

انداختم....تدريسم را کنسل کردم و ..... يکی از آن هزار تا کار را نيز انجام

ندادم... فقط خودم را در اتاقم حبس کرده بودم و پای کامپيوتر به وبلاگهای

مختلف سرک می کشيدم و ... تا اين که صبح شب شد و من همچنان بی

حرکت و بدون يافتن دليلی برای عدم حرکتم.... منفعل در وبلاگها سرگردان....تا

اينکه يافتم:بله در يک وبلاگ زيبا به نام "هرانک" محرکم را يافتم:

"هيچ قله ای خود را به زير پای هيچ کوه نوردی نمی کشاند  مگر اينکه کوه

نورد آن را با گامهای استوار و خستگی ناپذير خود ،فتح کند...هيچ حادثه ناب و

زيبايی در زندگی حادث نمی شود مگر آنگه خود ما حرکت کنيم و آن حادثه ناب

و زيبا را بيابيم"

بله همينطور است اين ما هستيم که بايد حرکت کنيم ... در سکون هيچ چيز

يافت نمی شود مگر پوسيدن و تباهی! هيچ کس از مرداب توقع آبی گوارا ندارد  و

تعفن آن خفه ات ميکند .....پس بايد حرکت کرد به نيت حرکت به مقصد حرکت

به سمت حرکت...بايد جاری شد همچون رود و سبز شد همچون گياه ... بله

اين ما هستيم که بايد حوادثی  که چشم انتظارشان هستيم را بيابيم ،آنها پا

ندارند که خودشان بيايند، اين ما هستيم که پا داريم و بايد حرکت کنيم و

حواذث ناب را بيابيم و اگر نيافتيم  نه تنها نااميد نشويم که آن حوادث زيبا را

خود بيافرينيم  .... و آنگاه است که راز آفرينش را خواهيم دانست و خود خالق

خواهيم شد... خالق هر آنچه که آرزو منديم و خواهان آنيم.بله برای رسيدن به

قله بايد راه ها را پيمود ... قله به پايين نمی آيد تا در زير پای ما قرار گيرد اين

کوه نورد است که بايد صعود کند و اوج بگيرد تا قله ها را درنوردد و فاتح قله ها

شود! پس بياييد تا به آفريدن معتقد باشيم نه به تقدير ... و خودمان معمار

ساختمان تقدير خود باشيم...

 

نوشته شده توسط ملیکا شریعتی یار در جمعه ۳ آذر ۱۳۸٥ ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ | لینک ثابت نظرات ()