فانوس دریای پارس

نام وبلاگ فانوس بود که برای پاسداری از نام تاریخی خلیج پارس نام آن را فانوس دریای پارس می گذارم

پشتش سنگین بود و جاده های دنیا طولانی،

سنگ پشت تقدیرش را دوست نمی داشت و

آنرا چون اجباری بر دوش می کشید.

پرنده ای در آسمان پر زد... سبک!

سنگ پشت رو به خدا کرد و گفت:

این عدل نیست. کاش پشتم را اینهمه سنگین نمی کردی!

من هیچ گاه نمی رسم و در لاک سنگین خود خزید.

خدا سنگ پشت را از زمین بلند کرد و

زمین را نشانش داد:

  کره ای کوچک بود. گفت:

نگاه کن! ابتدا و انتها ندارد. هیچ کس نمی رسد.

چون رسیدنی در کار نیست.

فقط رفتن است . حتی اگر اندکی.

و هر بار که می روی ، رسیده ای.

نوشته شده توسط ملیکا شریعتی یار در دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧ ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ | لینک ثابت نظرات ()