فانوس دریای پارس

نام وبلاگ فانوس بود که برای پاسداری از نام تاریخی خلیج پارس نام آن را فانوس دریای پارس می گذارم

 پس از سه دهه

این متن برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی دکتر علی شریعتی می باشد و البته متن کامل مصاحبه نمی باشد.

در آستانه سی و چهارمین سالگرد شهادت شریعتی، منطقه و ایران با وضعیت خاصی رو به رو است. این اوضاع و حرکت ها را چگونه تحلیل می کنید و برای این سالگرد خاص- یعنی سی و چهارمین سالگرد- چه پیامی دارید؟

نکته مهم این است که جنبش تحول خواهی مردم ایران تافته جدا بافته ای از سایر جنبش های منطقه نیست. همه این جنبش ها آرمان ها و مدل های مشترکی را تعقیب می کنند و معترض به وضع و نظام های کنونی این جوامع هستند. در راس این مطالبات و آرمان ها تغییر ساختارها و مناسباتی است که شان انسان را تحقیر می کنند. ملت ها چه در شرایط استعماری و چه در شرایط پسااستعماری از نبود توسعه و آگاهی و معنویت رنج می بردند و بنابراین خواستار یک جهان زیست شایسته انسان و کرامت انسانی بودند و هستند.  این ملت ها خواستار پیشرفت هایی هستند که  که منابع طبیعی لازم برای آن را هم دارند اما  مدیریت سیاسی این کشورها  سبب شده تا  ملت ها نتوانند از توسعه یافتگی و پیشرفت و آزادی و عدالت ناشی از آن بهره مند شوند. بنابراین وقوع اعتراضات زمینه داخلی دارند و این در حالی است که مقامات سیاسی کشورها همواره به دنبال عوامل خارجی هستند و حتی گاه برخی از نیروهای اپوزوسیون نیز سرعت این تحولات را با تئوری توطئه تحلیل می کنند.

مسلماَ شرایط بین المللی موثرند اما دلیل عمده اعتراضات و تحولات ، خواست ملت هاست.   ایران در قیاس با سایر کشورها وضعیتی ویژه دارد. ملت ایران در سده های گذشته  و به ویژه از مشروطه  به این سو ،  پیشگام همه این نهضت ها بوده و از طرف دیگر در قیاس با سایر ملت ها  هنوز در تقلای احقاق ابتدایی ترین حقوق خویش است. شعار عدالت خانه ، به طور مثال ،  که منظور از آن علاوه بر تاسیس یک حاکمیت قانون بنیاد ، برخورداری از یک نظام قضایی عادلانه و پیشرفته هم  بود، همچنان در حد شعار باقی مانده است.  اقبال لاهوری راست می گفت که بیشترین معضل جهان اسلام در زمینه فقه و حقوق است و هم از این رو بود که ایجاد مجالس بحث و گفتگو بین فقها و حقوق دانان مدرن را برای اصلاح نظام حقوقی لازم می دانست.

در شرایطی  که جامعه مدنی ایران - به ویژه پس از انتخابات اخیر - برای مطالبه حقوق خود عرض اندام می کند،  خلا یک افق ارزشی -  اخلاقی -  عقیدتی ، بیش از پیش خود را نشان می دهد. در چنین شرایطی ،  نهضت دین پیرایی شریعتی می تواند  نقش تعیین کننده ای ایفاء کند.  از این رو ضرورت دارد که روشنفکران وابسته به این جریان فکری، از حاشیه به متن و از پیرامون به مرکز بیایند و نقش تاریخی خود را ایفاء کنند در غیر اینصورت جنبش های جامعه همچون گذشته درجا خواهند زد و نمی توانند پاسخ آن معادلات چند مجهولی را بیابد و راه یابی درست تاریخی را انجام دهد.

در عین حال باید تاکید کرد که برای مقابله با مشکلات ساختاری ایران راه حل کوتاه مدت وجود ندارد. ارزیابی ما از مشکلات ایران راه حلی اساسی می طلبد که ساختاری و تاریخی باشد. جبرانِ جهلِ فرهنگی تلاشی مستمر و بلند مدت می طلبد. خشونت و جهل و سایر پدیده ها و رفتارهای غیرانسانی را ما بصورت پراکنده و روزمره در همه ابعاد و جنبه های اجتماعی می بینیم: از ترافیک و محیط زیست و شهرسازی گرفته تا نقش نهادهای رسمی فرهنگی و اجتماعی. نیاز به انقلاب فرهنگی و اخلاقی در همه سطوح احساس می شود و نیز ارائۀ راه-کارهای علمی و عملی که بحثی کاملاَ تخصصی و ساختاری است ...هم باید فکرش پخته شود، هم قانونش وضع شود و هم اینها همه در جامعه بدل به ارزش های اخلاقی شوند.

یک بخش از کار هم ناظر است به مقابله با عملکردهای استبدادی و استحماری است که در وقایع مختلف اعتراضاتی به آن میشود و جامعه واکنش نشان می دهد و چهره های فکری  منتسب به اندیشه شریعتی هم راه حل های مشخص و موردی ارائه می دهند، و دچار این توهم هم نیستیم که همۀ مشکلات را می توان در کوتاه مدت یک شبه حل کرد. بلکه باید این خودآگاهی حاصل شود که مبارزه بلندمدت است. و نخستین شرط شروع از خود است، و ارائه مدل هایی برای نپذیرفتن اوضاع گذشته. طیف شریعتی با زندگی و مرگ خود رفتاری را نشان می دهند، هم مدل اخلاقی ارائه می دهند و هم از لحاظ تاریخی به راه-کارهای اساسی ساختاری می پردازند. ما نیاز به چنین چهره هایی دارم که مدل های راهگشایی برای مردم باشند. و در نبرد اخلاقی به شکل انضمامی با کنش و زندگی و عمل خویش راهگشایی کنند. وظیفه روشنفکر این است که از طریق هنر و ادبیات و ابزارهای بیانی-گفتگویی های گوناگون این  آرمان و ارزش و برنامه را نه فقط به صورت نظری، بلکه با عمل خویش، آموزش دهند. تا این عدم اعتماد از بین برود و جامعه نه تنها به این اشخاص و ارزش ها، بلکه به خود اعتماد دوباره یابد و وارد کنش برای تغییر وضع موجود و ایجاد جهان-زیستی متفاوت شود.

در پی حوادث پی در پی خونین خرداد امسال که محصول همه عقب گردها و تضییقاتِ سالیان گذشته است، پیام ما جز این نمی تواند باشد که به تعبیر دکتر شریعتی «در نتوانستن نیز باید!». او خود در تیره ترین شرایط تاریخ ایران بود که توانست زمینه ساز تحولات بزرگ شود. گر چه ما اکنون در شرایطی هستیم که حتی امکان برگزاری یک بزرگداشت ساده را هم برای شریعتی نداریم، ولی او به ما  می اموزد که چگونه می توان این پروژه را در نامساعدترین شرایط ممکن نیز پیش برد. حتی هنگامی که خود او را به سلول های دهشت بار انفرادی کمیته انداختند و همه مناسباتش با جهان خارج قطع شد، شعله ای که برافروخته بود، هیچگاه خاموش نشد.

پس با درس گیری از قول معروف سارتر که «هیچ گاه به اندازه دوران اشغال آزاد نبوده ایم»، به این معنا که نفسِ شرایطِ منفی و بازدارنده خود انگیزه بخش چنان ایثارها و ارزش آفرینی هایی شده اند که ملت ها هویت ملی و استقلال و آزادی خود را مدیون آن تلاشها بوده اند، می توان نتیجه گرفت که تنها به توصیف تیرگی ها، و ناله و زاری  از مصیبت ها نباید بسنده کرد، بلکه باید زیبایی های خلق شده و ارزش هایی که متولد می شوند را نیز  دید و قدر دانست و شکر گذارد که به تعبیر اقبال لاهوری «فطرت اضداد خیز لذت پیکار داد»!

برای خواندن متن کامل مصاحبه می توانید به این آدرس مراجعه فرمایید:

http://drshariati.org/list/?g=41

نوشته شده توسط ملیکا شریعتی یار در یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠ ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ | لینک ثابت نظرات ()