فانوس دریای پارس

نام وبلاگ فانوس بود که برای پاسداری از نام تاریخی خلیج پارس نام آن را فانوس دریای پارس می گذارم

 شاید نشود به گذشته برگشت و یک آغاز زیبا ساخت
 ولی میشود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت

نوشته شده در یکشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ توسط ملیکا شریعتی یار نظرات ()

و..

خورشید می رود

تا فردا

زیباتر

گرمتر

قدرتمندتر

استوارتر

و

پیروز تر

بدرخشد...
 
در گمان ساده ی کودکیم هماره خورشید جنگجوی حق طلب، زیبا و تنومندی را می ماند که هر پگاه با قدرت به جنگ تاریکیها، زشتیها و پلیدی ها می آمد... تا غروب می تابید و می تابید و می تابید...

 تا جایی که مظهر نور بود و گرما...
مظهر پاکی و قدرت
مظهر درخشیدن!
اما...
دنیای اسیر شیطان
زخم می زد او را
زخمهای عمیق و جانخراش
و...
غروب...
پهنای افق از خون خورشید
 ارغوانی و سرخ می شد...
خورشید به پشت کوه می رفت
تا *** خداوند*** بر زخمهایش مرهم گذارد
و خداوند خدا چنین می کرد
عیسی مسیح با مهربانی بر زخم های خورشید بوسه ی صبر می زد
تا پگاهی دیگر
زندگی را بر رگهای من
بر رگهای تو
به جریان اندازد!
تا
برق امید
بر چشمان پاک خداوند
بدرخشد!
          

نوشته شده در یکشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ توسط ملیکا شریعتی یار نظرات ()